![]() |
![]() |
|
| مقصود از این معامله بازار تیر نیست نی جلوه می فروشم ونی عشوه می خرم ... |
|
جوانمرد بر تپه ای در سجده آفتاب را و غروبش را تقدیس می کرد . مسافری که از دورها آمده بود جوانمرد را دید سفره دلش را گشود و از غریبی گفت و از غربت نالید که عجب دردی است این درد بیگانگی و عجب سخت است تحمل بی سرزمینی ...! جوانمرد لبخندی زد و گفت : برو ای مرد و شادمان باش که این غربت که تو داری و این رنج که می کشی هنوز آسان است پیش آن غربتی که ما داریم زیرا غریب نه آن است که تنش در این جهان غریب باشد غریب آن است که دلش در تن غریب است و ما این چنینیم با دلی غریبه در تن خویش ...!
روایت ۳۰ ـ جوانمرد نام دیگر تو ـ نظرآهاری
احیا سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور متاسفانه ندانمکاریها و بی دانشی و به میل شخصی در مورد یک ملت و مملکت کار کردن ! و برنامه ها و سیاستهای آزمایشی و از نوع آزمون و خطا در این مملکت از اول انقلاب تا به حال آنقدر زیاد هست که هفتاد مثنوی هم در برابرش کم می آره . یکی دوسالی هست سازمان مدیریت و برنامه ریزی (برنامه و بودجه سابق) برخلاف نظر خیل زیادی از کارشناسان و به بهانه های مختلف توسط دولت منحل شده و حال خبر از احیاء مجددش توسط مجلس به گوش می رسه.هزینه های احتمالی این همه تغییر و تحول که از اموال پدری آقایان سیاسیون ایرانی هزینه نمیشه ! پول ملت (خیال خام !) پولی که ملت سالهاست فقط شعارش رو می شنوه ـ هست و خرج کردن آقایان ! فعلا سودان و عمرالبشیر رو عشقه (بدون توجه به فجایع انسانی که در دارفور اتفاق می افته !) و البته کنفرانس حمایت از فلسطین ... ( عدم توجه به آنچه در فلسطین و خصوصا اتفاقاتی که در غزه افتاده دور از انسانیت است و معرفت ولی ای کاش مسئولین همیشه در صحنه ایرانی ! کنفرانسی هم برای غزه اقتصادی ـ اجتماعی ـ سیاسی !! کشور خودمون هم برپا می کردند و ای کاش و ای کاش نتیجه ای هم از این حاصل میشد و مردم نتایج مثبتش را زندگی روزمره خود احساس و لمس می کردند !)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 0:15 توسط اردشیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من نه درویشم نه صوفی عاشقم نی !
که نالایقتر از نالایقم ... |
|
RSS
|