![]() |
![]() |
|
| مقصود از این معامله بازار تیر نیست نی جلوه می فروشم ونی عشوه می خرم ... |
|
الهی ! آمدم ردم مکن ـ آتشینم کرده ای سردم نکن.. آقای من پیشانی صدق و اخلاص در دیدگاه دولت نه و از صمیم قلب بگو آمدم... اگر گفتند اینجا چرا آمدی؟ بگو به کجا بروم و به کدام در رو کنم؟ اگر گفتند به اذن چه کسی آمدی؟ بگو شنیدم: بر ضیافتخانه فیض نوالت منع نیست در گشاده است و صلا در داده ، خوان انداخته اگر گفتند تا به حال کجا بودی؟ بگو راه را گم کرده بودم... اگر گفتند چه چیزی آوردی؟ بگو اولا: دل شکسته که از شما نقل است : در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس بازار خود فروشی از آن کوی دیگر است و من گدایم چه توانم ببرم بر در شاه؟ طمع بخششم از درگه سلطان من است اگر گفتند بیرونش کنید! بگو : نمی روم ز دیار شما به کشور دیگر برون کنید از این در در آیم از در دیگر! اگر گفتند این جرأت از که آموختی؟ بگو از حلم شما! اگر گفتند قابلیت استقاضه نداری بگو : قابلیت را هم شما افاضه می فرمایید. باز اگر از تو اعراض کردند بگو: به والله و به تالله و به بالله قسم بر آیه نصر من الله که مو از دامنت دست بر ندارم اگر کشته شوم الحکم لله ... اگر گفتند مذنبی- بگو: اولا شنیدم شما غفارید. یا غفار ... یا غفار ... ثانیا من مَلَک نیستم آدم زاده ام !! ناکرده گنه در این جهان کیست؟ بگو آنکس که گنه نکرده و زیست بگو من بد کنم و تو بد مکافات کنی پس فرق میان من و تو چیست؟ بگو ؟ اگر گفتند چه می خواهی؟ بگو: جز تو ما را هوای دیگر نیست جز لقای تو هیچ در سر نیست
گوشه ای از مناجات علامه حسن زاده آملی
خدایا ! به عزت و جلالت - به کرم و بزرگواریت... ما را از ما بخَر ... !
متن كامل سخنرانی آیت الله خامنهای، در مجمع عمومی سازمان ملل
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 11:29 توسط اردشیر |
|
|
می گفت ! : بین ما انسانها متاسفانه آبروی آدمها که بره (حالا به هر دلیلی) تقریبا برگشت ناپذیره خصوصا اینکه مسببش دست و زبان دیگران باشند اما .. ماه رمضان می گن ماه رحمت و بخشش و... و البته کسب مجدد آبروی از دست رفته پیش خداست !
الهی من هم گره می زنم دلم را به ضریح مهر و محبت و بخشش بی کران شما و شمعی هم از سر نیاز بر آستانت روشن می کنم و امید بسته ام به لطف و احسانت ...
آقازاده ای که شهید شد (شهید سید هادی فرزند سید حسن نصرالله) (آقایان و آقازاده های ما در چه فکریند !؟) سمت های جدید برای پسران محسن رضایی در مجمع تشخیص (در بین پسران نام احمد هم به چشم می خورد . احمد همان کسی هست که مدتی قبل به کشور - امریکا - امپریالیسم سابق ! فرار کرده بود و پس از یکی دو سال بدون اینکه کسی جرات بازخواست ایشان رو داشته باشه و یا توان پرسیدن اینکه آیا بالای چشمتون ابرو هم هست !!؟ به ایران بازگشت و الحمدا... به مدد پدر به سمت مشاور مجمع تشخیص مصلحت (شخصی) نائل آمدند .) خدا عاقبتمون رو با سیاست از نوع ایرانیش به خیر کنه . احضار جاسبي به دادگاه و بازداشت معاونش
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 0:48 توسط اردشیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من نه درویشم نه صوفی عاشقم نی !
که نالایقتر از نالایقم ... |
|
RSS
|