![]() |
![]() |
|
| مقصود از این معامله بازار تیر نیست نی جلوه می فروشم ونی عشوه می خرم ... |
|
توی پستهای هستی و نیستی (از نگاه مرحوم شریعتی) و بود و نبود تا حدودی به این مطلب اشاره شده البته شاید با نگاهی دیگه . آدمهای زیادی هستند دوروبرمون که حتی توی حیات و زندگیشون هم به سبب اعمال و رفتارشون ازشون به بدی یاد میشه و همیشه منفور دیگران هستند که این احساس پس از مرگشون همچنان ادامه داره .. و این شاید بدترین نوع زندگی باشه ! تعدادی هم هستند از آدمها که توی حیاتشون شاید دیگران اونها رو زیاد نمی شناختند و آشنائی نسبت به انها نداشتند ولی بعد وفاتشون پی می برن که چه آدم خوبی بوده . با عرض پوزش این خصلت خصوصا بین ما ایرانیها زیاد رواج داره ! و آدمهائی هم هستند که نه تنها توی زندگیشون همیشه ازشون به خوبی یاد میشه بلکه پس از مرگشون هم عزیزند بین آدمها و همیشه هم نام و یادشون در دل و زبانهاست . دوروبر خودم دوستان و همکارانی دارم که شاید زیاد با تعدادی از جامعه روحانیت سر سازگاری ندارن حالا به دلایل مختلف ( البته آن گروه از روحانیونی که به قول بزرگواری فقط لباس روحانیت بر تن دارن و چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند و شاید فقط یاد گرفتند سخنران باشن و نه عامل به سخنانشون!! ) و حال شما مقایسه کنین اینهارو با روحانیون بزرگواری همچون مقام رهبری - مراجع بزرگوار - علامه حسن زاده آملی - علامه جوادی آملی و تعداد کثیر دیگه که به قولی اصلا قابل قیاس نیستند ... خدا رحمت کنه آقای مجتهدی تهرانی رو - دوستان مورد اشاره ام ایشون رو به اسم نمی شناختند با شنیدن خبر وفات ایشون عکس العمل خاصی نشون ندادن ولی بعد دیدن تصویرشون اظهار تاسف عجیبی می کردن که انصافا شخص خودم خیلی متعجب شدم از نوع رفتارشون و این ناشی از همون خصلت بی آلایشی و خوی سادگی همراه با اخلاصی که در حرفهای آقای مجتهدی دیده بودند بود ! قبلا به یکی از دوستان هم عرض کرده بودم چه خوبه که ادم طوری زندگی کنه که همیشه و همیشه از او به خوبی و نیکی یاد کنند حتی پس از مرگش .. و خدا رحمت کنه همه رفتنگان رو چه خوب و چه بد !! و خدا رحمت کنه همه ما زنده ها رو که بیشتر از رفتنگان به رحمت خدا نیاز داریم !!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 0:4 توسط اردشیر |
|
|
به سفارش برادر بزرگوار محمدعلی( ایران اسلام ) خیلی کوتاه مینویسم چون عاجزم از ... ! خيلي ساله كه بعد روزهاي عاشورا تقريبا بيشترين مسئله اي كه تا مدتها فكر و ذهنمو به خودش مشغول ميكنه جمله عجيب البته از نظر امثال من عجيب به نظر ميرسه وگرنه ... (حالا ميگم خدمتتون !) و نوع نگاه حضرت عليا مخدره عالم ! حضرت زينب نسبت به اونچه در كربلا اتفاق افتاد هست و اون اينكه فرمودند : ما رايت الا جميلا .در مقابل بالاترين و بزرگترين مصيبتهاي ممكن به شكل منحصر به فردي عكس العمل نشون ميدن كه متاسفانه خيلي از ماها عاجزيم از درك ذره اي از اين عمل ناموس دهر رو به اسارت مي برن ! شكنجه هاي آنچناني بر جسم و روح مباركشون وارد مي كنن . سرهاي عزيزترين افرادش رو به نيزه مي برن . بر بدن روح و جان خانم زينب (س) امام حسين (ع) مي تازونند . فرزندان دلبندشون رو به شهادت مي رسونن اما ... اما بر خلاف گفته خيلي از به اصطلاح مداحان... !! كه متاسفانه به جای بیان و ذکر مصیبتها آنچنان زينب كشونی راه ميندازن که بیا و ببین ! به قول بزرگواري حتي يك آه از زبان حضرت زینب (س) بلند نميشه حتي يك آه !!! و توي اون مجلس كذائي سربلند و سرفراز هر آنچه اتفاق افتاد رو چيزي جز زيبائي نديدند !!! عاجزم (و شايد هم عاجزيم) از درك اين گفتار ( البته از دل پر خون و پاره پاره خانم كسي خبر نداره !)
:. علتهای تعدد همسران پیامبر اکرم در لبگزه :. من می ترسم از ...!! در محمود صارمی :. استفتا با شعر و پاسخ شعري آيتالله مكارم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم بهمن 1386ساعت 0:5 توسط اردشیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من نه درویشم نه صوفی عاشقم نی !
که نالایقتر از نالایقم ... |
|
RSS
|