![]() |
![]() |
|
| مقصود از این معامله بازار تیر نیست نی جلوه می فروشم ونی عشوه می خرم ... |
|
چند روز قبل سعادتی نصیبم شد تا طبق روال هرسال ! برای یکی دو روز هم که شده فارغ از مشغولیات کاری و فکری ! به منطقه ییلاقی که شرحش در ذیل می آد سفری داشته باشم تا هم حس و حالی عوض کنم و هم قالی برای بیان گوشه ای از عظمت ذات لایتناهی ...!! (این مطلب رو سال گذشته بعد از حضورم در پردمه نوشته بودم )
دو سه روز قبل از شروع ماه رمضان سعادتی شد از شهر و زندگی شهر نشینی با ابزار و امکانات ماشینی که گاهی بلای جان ادمی است !!و نیز آدمهای ماشینی (مثل خودم !)مدت کوتاهی دور بشم و به منطقه ای ییلاقی در .... پناه بیاورم ! وقتی جاده پر پیچ و خم هراز (با آن طبیعت بکر و بی مثالش و آن کوههای کوتاه و نسبتا بلند با پوشش زیبای سبز رنگ !که الحق با دل بازی میکنه !) را به سمت ابرشهر تهران میپیمائی به منطقه ای روستاهای ییلاقی زیادی در این مسیر قرار دارند که هر کدام بوی خاص مربوط به خودشان را دارند ... الغرض بعد ساعتی ماشین سواری !!!(باز هم ماشین !!)وارد روستائی زیبا و دلگشا به نام پردمه (ضمه بر روی حرف "پ" !و فتحه بر حرف "د")(اصطلاح فارسی آن :پر از مه )میشوی ... علت نامگذاری این منطقه اینست که گاهی مه غلیظی کل منطقه را فرا میگیره که به قول قدیمیها چشم -چشم را نمیبیند (البته یکی دوسالیست مه هم به منطقه روی خوش نشان نمیدهد و کمتر به سراغش میآد ..!شاید از خود ما گله داره !!!) و بالاخره وارد می شیم آه ..! خدا میدونه چقدر دلگشاست اینجا ! چه سرسبز است .... و خدائی چه زیباست ...!!! هوای اینجا چقدر ارامش بخش است ...! نه از رفت و آمد ماشینها خبری هست و نه از سرو صدای ماشینی ! شبهاش چه زیباست ... خدا شاهده میتونی به راحتی ستاره ها را بشماری ..!! ماه بالای سرت قرار داره ... دیگر از ریا / فریب و مکر و دغلبازی رایج در شهر خبری نیست ... اینجا فکرت آرام است ... راستی اینجا خدا چقدر نزدیک است ..!! دستت را که دراز کنی میتوانی خدا را .......!!!!! اینجا دیگر از زندگی ماشینی خبری نیست .. باورتون نمی شه ! تمام دورو بر اینجا پر شده از کوه و تپه ...!! کوههای استوار و محکم ... گونر - چنگیز کوه - گچکوه. دار دار کوه ( کوه پر از درخت !) سوته و ... شاید استواریشون به علت نزدیکی بیشترشان به خداست ..!!! و شاید به خاطر همین نزدیکی است که دلها هم اینجا بیشتر آرام داره ! راستی چشمه ای (ملک چشمه) دارد که کل محل از آبش استفاده میکنند ... و رودی از این چشمه جریان داره که دقیقا از وسط محل میگذره شاید علت این همه سادگی و صفای این محل اینست که این رود آلودگی ناشی از حضور امثال من را میشوره و میبره!!
راستی شنیده ای که میگن ماه رمضان هم ..!؟ نمیدانم چرا ؟ اما با آمدن رمضان به یاد روستای ییلاقی خودمان افتادم ... اگر خدا بخواهد در این ماه میخواهم ییلاقی شوم ..!!! دعایتان میکنم ... دعایم کنید ...!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 0:33 توسط اردشیر |
|
|
خیلی وقته دنبال یه جائی هستم که کسی نباشه فقط خودم باشم و .... !! البته خدا کنه از پی معرفت باشه نه چیز دیگه ... یه جای ساکت و خلوت و دنج ...!!
![]() هوای ییلاقم آرزوست ..!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 0:7 توسط اردشیر |
|
![]() بیا که رایت منصور پادشاه رسید.. نوید فتح وبشارت به مهر وماه رسید
جمال بخت زروی ظفر نقاب انداخت.. کمال عدل به فریاد دادخواه رسید... سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید ز قاطعان طریق این زمان شوندایمن قوافل دل و دانش که مرد راه رسید عزیز مصر به رغم برادران غیور .... زقعر چاه بر آمد به اوج ماه رسید... کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید.. صبا بگو که چهابر سرم درین غم عشق ز آتش دل سوزان و دود آه رسید.. ز شوق روی تو شاها بدین اسیر فراق همان رسید کز آتش به برگ کاه رسید مرو بخواب که حافظ به بارگاه قبول !! ز ورد نیم شب و درس صبحگاه رسید.. وقتی که تو بیایی مردم را به فراسوی افقهای عشق و ایمان دعوت می کنی و آدمی را میهمان بهشت
می کنی.
عشق زیباترین گلواژه هستی است و تو می آیی که شعر این گلواژه هستی و سرود پاکدلان باغ زندگی را بسرائی وقتی که بیایی،تنها گوهر روی تو است که می تواند دلهای زنگ زده انسانهایی راکه عشق به خدا درآنها جوانه نزده جلا دهد.
وقتی بیایی خورشید امامت تو دوباره به دلهای پژمرده ما جانی تازه می دهد و نهال عشق، ایمان معرفت و هزاران چیز دیگر را در وجودمان می کاری و با آمدنت زمستان شرمسار می شود و جای خودش را به بهاری همچون تو می دهد.
خورشید توان درخشیدن ندارد، چراکه شرم دارد درمقابل خورشیدی همانند تو بتابد.
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم به امید تعجیل در ظهور و فرج آقا و با آرزوی گشایش در گره ها و مشکلات همه و مشکل ...!!
ختم ۱۰۰۰ صلوات در روز میلاد حضرت مهدی (عج)
یا علی ..
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 0:16 توسط اردشیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من نه درویشم نه صوفی عاشقم نی !
که نالایقتر از نالایقم ... |
|
RSS
|