![]() |
![]() |
|
| مقصود از این معامله بازار تیر نیست نی جلوه می فروشم ونی عشوه می خرم ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 0:8 توسط اردشیر |
|
|
مصاحبه روزنامه جمهوری اسلامی و آیت ا... خامنه ای (۳ خرداد ۶۰) ادامه ... باز در اینجا هم یک خاطره نقل می کنم برای شما در سال ۴۷ یعنی سال آخر عمر جلال آل احمد . مرحوم آل احمد آمد مشهد یک جلسه مشترکی داشتیم - من بودم آل احمد بود مرحوم شریعتی بود و عده ای هم از دوستان مشهدی ما بودند .بحث در مورد روحانیون شد به مناسبت حضور من در جلسه شاید !.هر کس چیزی میگفت . شریعتی یک مقداری انتقاد کرد مرحوم آل احمد به شریعتی گفت :شما چرا (البته باتعبیر حوزه علمیه می گفتند نه روحانیت ) از حوزه علمیه اینقدر انتقاد می کنی !؟ یا از روشنفکران خودمان انتقاد کن !. و یک دو سه جمله درباره انتقاد و تعرض به روشنفکران مرحوم آل احمد گفت . مرحوم دکتر شریعتی پاسخی داد که از آن پاسخ هم می شود دست نقطه نظر او را نسبت به روحانیت و روحانیون فهمید . او گفت علت اینکه من از روحانیت انتقاد میکنم - از حوزه علمیه انتقاد میکنم این است که ما از حوزه علمیه انتظار و توقع داریم !! از روشنفکر جماعت هیچ توقعی نداریم ! نهادی که ولادتش در آغوش فرهنگ غربی بوده (روشنفکری )این چیزی که ما در او انتظاری داشته باشیم . اما روحانیت که یک نهاد اصیل است از او ما زیاد انتظار داریم و چون آن انتظارات عمل نمی شود به همین دلیل است که انتقاد می کنیم .او معتقد بود که روحانیون به آن رسالت به طور کامل عمل نمی کنند . براین اعتقاد بود تا سال حدود ۵۱ و نزدیک ۵۲ از آن سال در اثر تماسهائی که دکتر با چهره هائی از روحانیت و به خصوص روحانیون جوان گرفت کلا عقیده اش عوض شد یعنی ایشان در سال ۵۴ و ۵۵ معتقد بود که اکثریت روحانیون به آن رسالت عمل می کنند ... البته با روحانیونی که می فهمید که در آن خط نیستند با آنها خوب نبود و شخصا به امام خمینی بسیار علاقمند و ارادتمند بود . :. گروههای چپ و شبه چپ امروز سعی میکنند شریعتی را قطب و پیوای خود معرفی کنند از طرفی گروههای سیاسیون غربگرا و یا به اصطلاح رایج لیبرال نیز شریعتی را ملک مطلق خود می دانند آیا شما می توانید مشکلی که از این دو ادعا حاصل می شود را حل کنید !؟ مشکل را خود این دو ادعا حل میکند زیرا که هر کدام دیگری را تخطئه می کند و بنابراین نتیجه می گیریم نه ملک مطلق لیبرال هاست و نه قطب و محور چپ ها و شبه چپ ها !اما در مورد چپی ها باید بگویم صریحا و قاطعا شریعتی جزو شدیدترین و قاطع ترین عناصر ضد چپ و ضد مارکسیسم بود .آن روزی که مجاهدین تغییر ایدئولوژی دادند و کتاب مواضع ایدئولوژیک تازه شان چاپ شد و دراختیار این و آن قرار گرفت که هم من دیده بودم و هم مرحوم دکتر - جلسه ای داشتیم در مشهد .یک نفری از مواضع جدید مجاهدین که مارکسیستی بود دفاع می کرد شریعتی آن شخص را آنچنان کوبید !در آن جلسه که برای من هم حتی تعجب آور بود که شریعتی این قدر ضد چپ است و شما آثار او را باز کنید مقابله و مخالفت او را با اندیشه چپ و مارکسیستی و اصول تعلیمات مارکسیستی به روشنی در می یابید .بنابراین هر کس وهر چپ گرائی (اگر چه زیر نام اسلام)اگر امروز شریعتی را از خودش بداند یقینا گزافه ای بیش نگفته است ! همچنین مجاهدین که امروز طرفداری از دکتر شریعتی می کنند اینها در سال ۵۱ و ۵۲ جزو سخت ترین مخالفین شریعتی بودند . خوب امروز چطور می توانند شریعتی را قطب خودشان بدانند !؟ اما لیبرالها - البته عده ای از عناصر وابسته به نهضت آزادی یا عناصر سیاسی میانه که خیلی اهل خطرکردن و در مبارزات جدی وارد شدن نبودند اینها به خاطر امکاناتی که داشتند ... تشکیلاتی داشتند و شریعتی را دعوت می کردند ایشان هم در اوقاتی که سخنرانی نداشت در منزل اینها و با استفاده از امکانات اینها برای ۵۰ نفر ۱۰۰ نفر - کمتر بیشتر جلسه داشت و صحبت می کرد . این ارتباطات را شریعتی با این لیبرال ها داشت . البته بیشتر امکانات را بعضی از بازاریهای وابسته به این جریان سیاسی به اصطلاح لیبرال فراهم می کردند و بهره برداریهای جمعی و سیاسی لیبرال انجام می دادند . حقیقت این است که شریعتی وابسته به آنها به هیچ وجه نبود امروز هم اگر بود با آنها صفا و میانه ای نمی داشت بلکه فقط از امکاناتی که در اختیار اینها استفاده می کرد. امروز هر گروهی این امکان را دارد که بگوید یار شریعتی من بودم !! شریعتی مال من بود !! اما خوب باید دید چه قدر این حرفها قابل قبول است . نخیر !! نه چپ ها و نه این گروه دیگر هیچ کدام با شریعتی حتی هم خونی فکری و رابطه خویشاوندی فکری هم نداشت . ادامه دارد .... صبح دوکوهه اسفند ۸۰
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 12:54 توسط اردشیر |
|
|
خدا عزت میده به شرایطی ! و هم ذلت میده به دلایلی .. مهم نیست من و شما چی یا کی هستیم ! اون چیزی که خیلی مهمه شرایط و دلایل عزیزی و ذلیلی ماست !!! انّ اَکرَمَکُم عندا... اتقاکم !
(خدا عزت میده من و شما ذلتش میکنیم !!!)
اردشیر یکساله شد !!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 22:45 توسط اردشیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من نه درویشم نه صوفی عاشقم نی !
که نالایقتر از نالایقم ... |
|
RSS
|