تبليغاتX
اردشیر
مقصود از این معامله بازار تیر نیست نی جلوه می فروشم ونی عشوه می خرم ...
 

مشاور معاون وزیر نفت در گفتگو با مهر:

وزارت نفت برای اجرای سهمیه‌بندی بنزین آماده است   ۱۳۸۶/۰۲/۰۹     

رئیس کمیسیون انرژی مجلس در گفتگو با مهر :

سهمیه‌بندی بنزین از اول خرداد منتفی شد / سهمیه‌بندی بنزین احتمالا با یک ماه تاخیر اجرایی میشود.

(۱۵/۲/۸۶)

معاون وزیر نفت در امور پالایش و پخش فرآورده های نفتی:
ناگزیر به سهمیه‌بندی بنزین از خرداد ماه هستیم / کپی برداری از کارت هوشمند سوخت امکان پذیر نیست   ۱۳۸۶/۰۲/۱۷
تردید مسئولان اجرایی در سهمیه‌بندی بنزین از اول خرداد   ۱۳۸۶/۰۲/۲۲   

رئیس جمهور :
دولت در حال بررسی زمان قطعی سهمیه‌بندی بنزین است    ۱۳۸۶/۰۲/۲۶

 حجت الاسلام مصطفی پور محمدی وزیر کشور:

احتمال تاخیر چند روزه در اجرای سهمیه‌بندی بنزین وجود دارد   ۱۳۸۶/۰۲/۲۹

 

زمان اجرای سهمیه بندی بنزین 15 خرداد اعلام شد
وزیر کشور گفت: سهمیه بندی بنزین را در حدود 15 خرداد در کشور اجرایی می کنیم.

حاج بابایی در گفتگو با مهر احتمال داد :  سهمیه‌بندی بنزین از 31 خرداد   ۱۳۸۶/۰۳/۱۹ 

رئیس کمیسیون انرژی مجلس تاکید کرد:
اجرای قانون سهمیه بندی بنزین باید به تعویق بیفتد     (يکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۶)

 

سهمیه بندی بنزین خودروهای دولتی از پنج شنبه آغاز می شود (۲۱/۳/۸۶ - رئیس ستاد طرحهای ویژه دولت)

 معاون برنامه ریزی شرکت پخش فراورده های نفتی در گفتگو با مهر :

سوخت خودروهای دولتی از ساعت 24 امشب سهمیه بندی می شود   ۱۳۸۶/۰۳/۲۳

سهمیه بندی بنزین فردا اعلام خواهد شد !  (۲۸/۳/۸۶  وزیری هامانه - وزیر نفت)

 

همی وعده دهی امروز و فردا            نمیدونم که فردای تو کی بی !!!

خداوکیلی عجب گل و بلبل شده این مملکت !!!

 

به نظرم !  جناب رئیس جمهور و اطرافیان محترمشون  به جای تشکیل شورائی زائد با نام

پرطمطراق ! :. شورای سیاست گذاری و نظارت بر آثار و اندیشه های محمود احمدی نژاد.:

مردم رو از این بازی بچه گانه بین خودشان و مجلس !! نجات دهند ! و دست از تمسخر بیش از حدشان  بردارند !

 

حرفهای بی معنای !!!! دیگرم بمونه برای بعد !

 

:-.*:-.*:-.*:-.*:-.*:-.*:-.*:-.*:-.*:-.*:-.*:-.*

 القدس لنا ...

این روزها صدای رگبار گلوله ها طنین متفاوتی در قدس دارد - چرا که گلوله ها نه دشمن که قلب آرمان فلسطینی را هدف گرفته اند ...

امروز فلسطینی - فلسطینی می کشد و اسرائیلیان تنها نظاره گران شاد این برادرکشی بی فرجام هستند .   (یکی از روزنامه های صبح)

         

                   

این به اصطلاح برادران حتی توان تحمل یکدیگر رو هم ندارند ! و اینچنین به جان هم افتادند ! پس دلسوزاندن مادی و معنوی ما !!! چه دردی از ایشان و هم ما دوا میکنه !؟ الله اعلم !

 آقایان !

چراغی که به خانه رواست       به مسجد حرام است !!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 0:14  توسط اردشیر | 
 

مادر ارباب را آتش زدند ... !!!

آمده بود به خانه ... رنجور از روزگار ريا و رنگ به رنگي.
آمده بود دلخسته از عهد خيانت و خودخواهي و البته خجل از روي همسر بيمارش.
دوان دوان هم آمده بود.
از مسجد تا خانه گلي‌اش را يکسره دويده بود.
فرزند مظلوم و ارشدش، بدحالي مادرشان را به او ابلاغ کرده بود.
شايد علي(ع) در تمام مسير، به ياد روزي بود که رسول مهربان خدا (ص) دست لطيف زهرا(س) را در دست او نهاده بود و به قول امروزي‌ها فرموده بود: «علي جان، جان تو و جان فاطمه».

به شادابي و نشاط فاطمه در آن روز باشکوه مي‌انديشيد و به چهره تکيده و رنجورش وقتي که با او در بستر براي آمدن به مسجد وداعي موقت گفته بود.

به خانه رسيد ... چه خانه‌اي؟ چه سرايي؟
بوستان بي سرو و صنوبر با بيابان و کوير چه تفاوتي دارد؟
و خانه علي بي فاطمه کجا به خانه شباهت دارد؟
فاطمه در بستر افتاده است.

همو که پدر معصومش(ص) که عصاره همه خوبي‌هاي عالم بود در باره او گفته بود، «فاطمه فرشته‌اي انسان‌نما است. هر وقت به بوي بهشت مشتاق مي‌شوم او را مي‌بويم» همو که رسول خدا با صداي بلند درباره‌اش گفته بود: «فاطمه پاره تن من است ... هر کس او را بيازارد، خدا را آزرده است و هر کس او راضي کند، خدايش را خشنود کرده است» ... .

سفارش‌هاي آخرين فاطمه، چون تير‌هاي سه‌شعبه بر سينه پردرد علي(ع) مي‌نشيند وقتي که از او مي‌خواهد تن نحيفش را شبانه غسل و کفن کنند و به خاک بسپرند، وقتي که وصيت مي‌کند ظلم‌کنندگان بر او و شويش، حق شرکت در تشييع او را ندارند، وقتي که ملتمسانه از او مي‌خواهد که پيکرش را در تابوتي بگذارند که نامحرمي حتّي بعد از شهادت هم آن را نبيند ... .

در شگفتم از تاريخ که شهادت علي(ع) را در بيست‌ويکم رمضان ثبت کرده است در حالي که هر کس از عشق لايزال علي به همسرش آگاه است، مي‌داند که علي(ع) در شب شهادت همسر باوفايش دنيا را ترک کرده بود! و پيش از آن‌که ضربت تيغ زهراندود «ابن‌ملجم مرادي» با فرق قرآن ناطق علي(ع) استخاره کند، شمشير غربت زهرا «شق ّ القمر» کرده بود.

علي همه هستي‌اش را کفن کرد. حسن(ع) و حسين(ع) و زينب(س) مادر را رها نمي‌کنند. خود را بر جسم تکيده مادر انداخته‌اند و زندگي را بي او نمي‌خواهند.

نمي‌دانم شايد هم به علم امامت مي‌دانند که شهادت او سر آغازي بر سلسله بيدادي است که بر آل‌الله(ع) خواهد رفت.

دست‌هاي فاطمه به حرکت درمي‌آيد و حسنين و زينب در آميزه غليظي از بهت و اندوه خود را دوباره در چمبره گرم دست‌هاي مادر مي‌بينند!

خدايا اين زن کيست که هر گاه بخواهد قالب تهي مي‌کند و هر وقت اراده کند که به تخته بند تن خاکي‌اش برگردد کسي از ملائکه خدا جسارت منع او را ندارد؟ ...

خانه علي امشب خاموش است.

سو سوي نوري اگر هست، شمعي است افروخته در شام غريبان فاطمه(س) و گرداگردش، به قول فرزند زهراي اطهر، خميني بزرگ(ره)، «زبدگان اولاد آدم» جمعند.

کار علي از امروز گريه‌هاي بي‌صدا بر مزار خاموش زهراست.
کودکانش که به خواب مي‌رفتند، علي آرام و بي صدا شمعي در دست بر مزار فاطمه مي‌رفت و تا پيش از طلوع آفتاب بر مزارش مي‌نشست، چه کسي مي‌داند شايد علي(ع) درددل‌هايش را که در هنگام حيات فاطمه(س) با او بازگو نمي‌کرد (همچنان که زهرا(س) پهلوي شکسته‌اش را از او يک عمر پنهان کرده بود) اکنون بي‌پروا با او در ميان مي‌گذاشت تا تاريخ هم از تشخيص اين‌که کدام يک از ديگري مظلوم‌ترند، متحيّر و مردّد باقي بماند.

در تاريک و روشن صبح علي بر‌مي‌خاست و مي‌گفت: فاطمه جان شبي ديگر هم بي تو گذشت ... خدايا از درياي بي‌نهايت عشق علي(ع) به فاطمه(س) و وفاي فاطمه(س) به علي(ع) و از کرامت علي(ع) در چشم زهرا(س) و حرمت فاطمه(س) نزد علي(ع) رشحه‌اي و قطره‌اي بر زندگي شيعيان علي(ع) ببخش.
آمين يا رب العالمين.

                                                                                           دكتر عليرضا مخبر دزفولي

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 18:29  توسط اردشیر | 
 

گفت : سکوت !

همچون خاموشی اعماق دریاها .

همچون نگاه خیره ی کبوتر مادر به هنگام خواب رفتن فرزندش !

قطره ای چکید ! در ابتدا یک کلمه بود ...

مرا از یاد برده ای ؟

... آیا دلت را برایت گشاده نداشتیم ؟

و بارت را از دوشت برنگرفتیم ؟ همان که میخواست پشتت را بشکند .

و آوازه ات را بلند نگرداندیم ؟

... بی گمان در جنب دشواری آسانی است !

آری ... آسانی است در جنب دشواری !

 

وهلهله کنان آنچنان که نهیب رعد بشکند - نام تو را درختی بکاریم که ریشه های ستبرش !تن فولاد

حفره کند ! و آتش شاخه های برافراشته اش هفت آسمان بگدازد !

و نور هر برگش چشم خورشید خیره کند ...

و بلندای ایمان را ماوائی که که فرشتگان سماوات را به دیده نیاید ...

                                                                                                           محمدرضا کمره ای

 

 

:-.*:-.*:-.*:-.*:-.*:-.*:-.*:-.*:-.*:-.*:-.*:-.*

یا خدا ...

اگر عشق گناه است ببین چگونه غرقم در گناهی که ...!

 

اما همچنان امید دارم به ...    پس :

 

دلم از انتظار آب مکن                 با فراقت مرا عذاب مکن !

پیش سیل سرشک خود زامید    خانه ای ساخته ام خراب مکن

گر جوابم نمی دهی دیگر ...        از در خانه ات جواب مکن

 

دست دعا، چشم امید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 7:11  توسط اردشیر | 
 

« ... اي مرد نمايان نامرد ! اي كودك صفتان بي خرد كه عقل هاي شما به عروسان پرده نشين شباهت دارد ! چقدر دوست داشتم كه شما را هرگز نمي ديدم و هرگز نمي شناختم ! شناسايي شما – به خدا سوگند – كه جز پشيماني حاصلي نداشت ، و اندوهي هم بار سرانجام آن شد . خدا شما را بكشد كه دل من از دست شما پرخون ، و سينه ام از خشم شما ، مالامال است ! كاسه هاي غم و اندوه را ، جرعه جرعه به من نوشانديد  (نهج البلاغه ، خطبه 27 )

 

حسن!!!

 

حسن حبیب!!

 

تصاویری از حضور آقایان حسن بیادی و حبیب کاشانی ! اعضای شورای شهر تهران که برای درمان بیماری خویش به کشور هلند عزیمت کرده بودند !

تصاویر خود گویای شیوه درمان بیماریشان هست!!!

ضمنا دوستان حتما در جریان جنگ زرگری ! این دو دوست بسیار بزرگوار برای تصاحب صندلی هیئت مدیره تیم فوتبال پرسپولیس (پیروزی) میباشند .

خدا آخر و عاقبت مارو ختم به خیر بکنه .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 18:4  توسط اردشیر | 
 

در سوگ زهرای مرضیه

 

و لها جلال لیس فوق جلالها الا جلال الله جلّ جلاله و لها نوال لیس فوق نوالها الا نوال الله عمّ نواله

و فاطمه- سلام الله علیها-را جلال و جبروت و عظمتی است كه در ورای او، هیچ جلالی نیست، مگر جلال خداوند- جل جلاله - و هم او را بخشش و عطا و كرمی است كه در ورای او هیچ نوال و كرامتی نیست، مگر نوال خداوند-عم نواله.

آسمان، این شب ها كه می رسد، عجیب بی قراری می كند و زمین، داغ دلش تازه می شود و زخم شرمش، سر باز می كند. ملكوتیان حق دارند سر بر دیوار عرش بگذارند و های های گریه كنند. و تنها خداست كه می تواند، تسلای دل علی باشد.

ماه حق دارد كه گوشه اختفا را بر گریه اختیار كند و ستارگان چه كنند، اگر سر بر شانه یكدیگر نگذارند و مصیبت را زبان نگیرند.

آن خانه نمی دانم آن شب به چه قدرتی بر پای ایستاده بود. آن مدینه چه مدینه ای بود كه چنین مصیبتی را تاب آورد و در هم نشكست. آن چه قبرستانی بود كه سرچشمه عصمت را در خویش فرو برد و دم بر نیاورد. آن چه خاكی بود كه به خود جرأت داد، فاطمه را از علی جدا كند؟

چرا آن خانه بر جای ماند؟ چرا مدینه ویران نشد؟ چرا آسمان در خود نپیچید؟ چرا بغض زمین نتركید؟ چرا عالم فرو نریخت؟

گفته اند در عاشورا وقتی زخم در جان خورشید نشست و زمین، پیكر مبارك حسین را بر خویش قطعه قطعه دید، به لرزه درآمد و آسمان تیره و تار شد و غبار خشم خداوند از جای جنبید. در آنجا سجاد - سلام الله علیه- دست بر زمین كوفت و زمین را به آرامش خواند، سر به آسمان برداشت و آسمان را دعوت به سكوت كرد.

آسمان و زمین هر دو، تنها در اجابت فرمان امام خویش آرام گرفتند، دندان بر جگر نهادند، خون به لب آوردند، ولی دم نزدند. مویه كردند، ولی فغان نكردند. در خویش شكستند و گریستند، اما ضجه نزدند.

چه رازی بود در شهادت زهرا كه خانه فرو نریخت، مدینه زیر و زبر نشد، عمود خیمه آسمان نشكست و زمین، متلاشی نگشت؟ آفرینش این تحمل را از كجا آورده بود؟

مگر نه زهرا، والاترین محبوبه خداوند بود و خدا به بهانه وصلتش فرموده بود: احبّ النساء الی . مگر نه فاطمه، محور كسا بود و بقیه وابستگان او؟ پیامبر پدر او بود و علی، همسر او و حسنین فرزندان او؟- سلام الله علیهم اجمعین- هم فاطمة و ابوها و بعلها و بنوها .

مگر نه رضای خداوند در گرو رضایت مرضیه بود و غضب خداوند در گرو خشم او؟ مگر نه صدیقه كبری راز آفرینش زن بود و بهانه خلقت نسوان؟ مگر نه فاطمه شبیه ترین بود به رسول خدا؟ ما رأیت احداً كان اشبه كلاماً و حدیثاً من فاطمة برسول الله صلی الله علیه وآله وسلم .

مگر نه فاطمه، آخرین مشایع و اولین مستقبل پیامبر بود؟ مگر نه فاطمه راست گوترین موجودات بود پس از رسول خدا؟ مگر نه فاطمه، پاره جگر پیامبر بود و عزیز مسلم خداوند جل و علا؟ مگر نه... .

چه رازی بود در شهادت زهرا كه خانه فرو نریخت، مدینه زیر و زبر نشد، عمود خیمه آسمان نشكست و زمین متلاشی نگشت؟
آفرینش این تحمل را از كجا آورده بود؟

كسی هست در خانه فاطمه پس از او كه شاید این راز سر به مهر، به دست های او گشوده شود؛ او اسماء، محرم اسرار فاطمه است. از او بپرسید، شاید پاسخ بگوید.

بگوید كه: آری حسنین سر به پای مادر نهاده بودند و پایه های عرش را ضجه های خویش می لرزاندند. زینب و ام كلثوم، كائنات را با موهای خویش پریشان می كردند.

چروك بر پیشانی آسمان افتاده بود، زمین از درد به خود می پیچید، ناله های فرشتگان، داغ پیامبر را دوچندان می كرد. ولی چه بود آنچه آفرینش را بر پای نگاه می داشت؟

در آن شب تغسیل ماه، من دیدم كه علی در مأمن تاریكی، سر بر دیوار خانه فاطمه، سر بر محور آفرینش، سر بر عمود آسمان نهاده بود و زار زار می گریست .

اگر در عاشورا، سجاد ـ علیه السلام ـ مشت بر زمین كوفت و آسمان را به آرامش خواند، در آن شب، علی سر بر دیوار كائنات، ملتقای زمین و آسمان، محور آفرینش می سایید و با وجود بی قرار خویش همه را به آرامش می خواند.

مظلومیت آنچنان بر وجود تو سایه افكنده است كه یادت، بی اراده و ناگزیر، آتش بر خرمن وجود می افكند و خاطره ات، بغض را در گلو می شكند.

در آن خانه كوچك، رازی به وسعت تاریخ نهفته است. چنان مظلومیتی بر آن خانه كوچك سایه افكنده و چنان زخمی بر آن جگر تاریخ نشسته است كه هیچ حادثه ای نمی تواند دل های شیعیان، طواف كنندگان آن حرم خداوند را مسرور كند.

آری، آن مظلومیت نیلی كه بر چهره تو نشسته بود، نمی گذارد كه لبخند بر چهره نه تشیع و نه اسلام، كه حتی انسانیت پس از تو بنشیند !!!

                                                 

                                                                                              استاد سیدمهدی شجاعی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 10:0  توسط اردشیر | 
 

             

ممًد ... نبودی ببینی !

نبودی ببینی که شهری که قرار بود آزاد شود ! چگونه در تصرف عده ای خاص که رنگ خونشان از بقیه رنگین تر بود قرار گرفت !

ممد !

نبودی ببینی که از ورای جنگ مقدس ! و آزادی شهر چه بسیار ادمهائی که به منافع و غنائم و مقامهائی رسیدند که نه فقط خودشان بلکه به قولی هفت نسلشان هم از ان ارتزاق میکنند !

نبودی ببینی !

چه بسیار کسانی که جنگ را دیده بودند و لمس کرده بودند چگونه با کلاههای شرعی خودساخته بر همه دیده های خود خط بطلان کشیدند ! میدانی که برای چه و به چه دلایلی ...

دیگران استفاده کنند و انها بی نصیب باشند !!؟ هیهات ..!

ممًد جان !

نبودی ببینی کسانی که جنگ را فقط از پشت جبهه اش و زیر خنکی کولرهای المانی و امریکائی شنیده بودند و به خط مقدمیها خدمت خالصانه میکردند !!! صدایشان بیشتر از بقیه بلند است !!و مدعی ایثار و ایثارگری شدند !

خودمانیم عجب حکایات جالبی است که خوش به حالت ـ نیستی تا باخبر باشی !

چه خوب شد نبودی تا ببینی چگونه کسانی که امام را وادار به خوردن جام زهر (قبول قطعنامه) کرده بودند همین چند وقت قبل در سیمای ضرغامی !!! (سیمای لاریجانی سابق !) تمام انچه در دوران انقلاب انجام گرفت را مصادره کرده بود و سرمنشاء تمام اتفاقات آن دوران را خودشان قلمداد کردند !

راستی نیستی که بدانی فرزندان این انقلابی مصادره کننده انقلاب !چگونه بر تارک اقتصاد این مملکت نشسته اند ! هر کجا که دست بگذاری حضورشان را حتما احساس خواهی کرد !(خوش به حال دستانت !) این را هم بگویم ممد جان ! کسی هم جرات ندارد و حق ندارد در چگونگی بدست آوردن این همه مال و مکنت ! از انها سوالی بپرسد که اگر خدائی نکرده کسی چنین فکری را حتی اگر فقط در سر داشته باشد فریاد وااسلاما !!! وااسفایشان بلند میشود !!!!

میبینی چه مملکت گل و بلبلی داریم ممد جان !!

نیستی که ببینی خیلی هائی که سرشان به تنشان نمی ارزد شدند ملاک دین و اسلام و .... مردم ما !

راستی ممد جان !

نبودی ببینی فرزندان برومند فرمانده بزرگ سابق سپاه ! از آنجائی که این کشور را برای ادامه زندگیشان قابل خود نمیدانستند ! به کشور دشمن همیشگی مملکتمان یعنی آمریکای جنایتکار !!!! (به زعم پدر بزرگوار !) پناهنده شدند !!

البته خوش به حالت نبودی که ببینی همین آقازاده سپاهی ! مدتی قبل بدون سر وصدا  به موطن پدریشان باز گشتند  چون ظاهرا ایرانی جماعت حق دانستن خیلی چیزها را ندارد !

البته فقط تا زمانی که مرغ همسایه غاز باشد ! اصلا چرا باید مردم باخبر باشند !

کار مردم فقط حضور در نماز جمعه ها - راهپیمائیها - شعار دادن علیه آمریکای جنایتکار !!!!! - حضور میلیونی پای صندوقهای رای !! و حضور در جائی که آنها صلاح میدانند !

راستی ممد جان اینبار هم اگر خدائی نکرده کسی جرات فقط یک سوال از این آقازاده و آقازاده های بسیاری که در این کشور روزگار میگذرانند به خود راه دها چنان بر سرش میکوبند که انگار خدا را یا دین خدا را مورد سوال خود قرار داده باشد ! (عجب صبری خدا دارد !)

ممد جان !

نبودی ببینی که ...

 

 

       

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 12:58  توسط اردشیر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من نه درویشم نه صوفی عاشقم نی !
که نالایقتر از نالایقم ...

پیوندهای روزانه
= تیم فوتبال زنان عربستان
= کمبود مهرمادری !
= استاد فرامرز پایور درگذشت
= زنها بیشترعمرمی کنند
= داغ ترین جای کهکشان
= مسلمان شدن یک یهودی
= مجوز وزیر برای همسرش !
= تصویر: بنی صدر با روسری
= بقیع قبل از تخریب
= دو پرستو در آشيانه...
= برخورد قاطع !
= رحیمی جعل کرده است
= بی پولی
= منشور سازمان ملل
= استاد مشکاتیان درگذشت
= محل خوشگذرانی روسای جمهور
= مرتضوی می رود !
= تصاویر از معارفه قاضی القضات
= شلوار زنانه موهن چینی
= فتوای مصباح ناپدید شد
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
پیوندها
فال حافظ
خواهر برادر !
زیارت عاشورا
مسعود ده نمکی
ایران اسلام
لبگزه
jina
یا کریم
یوسف گمگشته
محیا
کجائید ای شهیدان خدائی
زائر بقیع
سحر (یاس)
چشم انتظار..
بهار خزان
استاد طیب
طلبه امروزی
یاس کبود
معرفت نفس
کبوتر رضا (ع)
امیر دل
میکده !
دلتنگیهای عسل
مهربون مثل ..خدا
سارا (آل یاسین)
شهرکرد
باهو تاهو
یه آسمونی
محب الحسین
ثارا... اراک
حیات خلوت
ملکه ملکوت
به سوی سیمرغ
چشم به راه
نیایش
عاشقان وصال
آتیش پاره
خلود
ساحل افتاده
نافله ناز
صبح سفید
پرسمان
پرواز در خیال
ابن القمرین
حق جو
منتظران ظهور
مهرناز
قفنوس
گنبد افلاک
عشق به خوبیها
ترنم
سرود رهائی
هرمنوتیک . آزاد
مهاجر از خلیج
شبنم سحرگاهی
باران
فهیمه
برادرت حسن
خبرهائی ازدانشگاه علامه
حریم دل
فرزند آمل
اتاقک خیال
آدمک برفی
محمود صارمی
فاطمه رجبی
بورقانی فراهانی
دلنوشته های نیک پور
یا امام حسین (ع)
علامه مصطفوی
عرفان نظرآهاری
مسجد مقدس جمکران
علامه جوادی آملی
شهید مطهری
دکتر الهی قمشه ای
استاد سید مهدی شجاعی
سید محمد انجوی نژاد
مرحوم استاد محمدرضا آقاسی
سایت امام علی (ع)
ارتباط مستقیم حرم امام حسین
ارتباط مستقیم حرم حضرت عباس
شمیم گل نرگس
دکترعباسی (امنیت بدون مرز)
دکتر عماد افروغ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان