تبليغاتX
اردشیر
مقصود از این معامله بازار تیر نیست نی جلوه می فروشم ونی عشوه می خرم ...

 

 

 

......و آنگاه که آهن داغ و سوزان گشت به سوی عقیل گرفت ...

عقیل تا گرمای آنرا احساس کرد ندائی سر داد  که چه میکنی ..علی !

 

 

........باقی ماجرا را احتمالا همگان شنیده اید ...

راستی نامه اقا   به استاندار یکی از ولایات  خود را حتما خبر دارید..؟

تا شنید استاندارش در مهمانی اشرافی حضور یافت فریاد بر آورد که ....!!

شما را به خدا ...!!

ما کجایمان به آقائی که همیشه از او دم میزنیم  شباهت دارد ..؟؟

 داستان چپاول اموال ملت این روزها بیش از پیش بر سر زبانها میچرخد !!

اصلا این خبرها شده داستان سرائی برای کودکان در هنگام خوابشان ..!!

فلان شخص بهمان میلیارد .....!

بهمان شخص فلان میلیارد ......!!

 

آقا ما اگر نخواهیم بدانیم در ناکجاآباد شخصی میلیاردها ...چپاول کرد چه کسی را باید ببینیم !!

شما را نمیدانم ولی  خدا میداند خسته شدم از بس فقط شنیدم !!

اقا ما مسلمانیم !!   حکمش را کمونیستها اجرا میکنند !!!!!!

شما را به خدا دیگر بس است !!

بس است آقا ...!!!

(احتمالا شما هم نام آن دو نفر کذائی که جناب رئیس جمهور قول افشاء آن را داده بودند را شنیدید ولی

 خدا وکیلی غیر از عده ای معدود !کسی آنها را میشناسد؟؟ !!(رجوع به پیوند روزانه!)

چرا اطلاعات دیگری از آنها داده نشده است !و مطلب دیگر اینکه چرا نام واسطه های آنها یا به عبارتی

مهیا کننده های زمینه چپاول افشا نمیگردد !!)

راستی امروز(۲۹/۷/) با خبر شدم رییس دادگاه خانواده شهرمان به دلیل بازنشسته شدن ۷۰ میلیون

تومان !!هدیه به ایشان اهدا شد ..

 شما را به خدایتان قسم !!در این گیر و دار و مشکلاتی که بسیاری از مردم با آن دست به گریبان هستند

این حاتم بخشیها از کیسه ملت چه دلیلی میتواند داشته باشد

(هر چند تاکید دارم این تنها  قطره ای از دریا نه !!...از اقیانوس...است !)

و تذکری مهمتر اینکه هنوز چند روزی از شبهای قدر ...و الهی العفو گفتنهای !! امثال این آقایان

نگذشته است !!

شما را به خدایتان بس است !!

 

                                  زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی

                                  کمک زغیر تو ننگ است یاعلی مددی ..

                                  گشاده کار دو عالم به یک اشاره توست

                                   به کار ما چه درنگ است یا علی مددی

 

و رقصی چنین میانه میدانم آرزوست ...!!!

 

 (از ابراز محبت همه دوستان بابت سمیه خانم کمال سپاس را دارم ..قابل ذکر است بنده حقیر فقط یک

 واسطه ام !)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 15:15  توسط اردشیر | 
 

برای سمیه و همه سمیه ها... !!!

کوچه پس کوچه های این شهر را که پشت سر میگذاری، یک جائی همین نزدیکی ها، از همین آدمهای
 
دور و بر خودمان، یک خانوم کوچولو داره زندگی میکنه به اسم سمیه ....سمیه یازده ساله!
 
 که هنوز از زندگی و حیات ، فقط خنده های کودکانه و ناز کردن های بچه گانه را بلد شده و هنوز نمیدونه
 
 درد و اشک و گریه و غصه چه معنی میده؟
 
هنوز نمیدونه وقتی از در خونه میره بیرون، نگاههای بغض آلود پدر و مادرش با هزار دعا دنبالشه و دعا
 
میکنند" خدایا امروز هم سمیه را همینطور به خونه برگردون
 
این خانوم کوچولوی قصه ما، متاسفانه گرفتار بیماری سرطان شده و به خاطر بدخیم شدن این
 
بیماری ..دکترها قطع امید کردند و دیگه همه آدمهای اطرافش اونو سپردند دست خدا! خدائی که 
 
 مسلما"وقتی دعای ما را میشنوه، دست ما رو خالی نمیگذاره
 
 پدر و مادر سمیه هیچی از شما نمیخواهند
 
فقط برای یک لحظه چشمها را روی هم بگذاریم و از عمق وجود برای سلامتی سمیه دعا کنیم...
 
همین! فکر نمیکنم   پدر و مادر سمیه  چیز زیادی از شما خواسته باشند
 
فقط برای چند لحظه ! چشمها را بگذاریم روی هم....
 
آری برای همه سمیه ها ...
 
امن یجیب ا...
 
الهی به دل همه خانواده های گرفتار و بیماران در بند و نا امیدت  رحم کن
 
 
 
اللهم اشف کل مریض ...!
 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 0:5  توسط اردشیر | 
 

 

نمیدانم چه نسبتی است  میان شبهای قدر و امام علی (ع )!!!

 مانده ام از قدر بگویم یا از علی ....!

از نزول قرآن بگویم یا از عروج قرآن ناطق ..!!

 راستی چه سری است در قدر و رستگاری حیدر ...!  که:   "   فزت ورب الکعبه !   "

از حیدر کرار  در قدر تقدیر شد !!

آری ..!

 علی رستگار شد

علی رستگار  شد ....

آه !!  علی ......

 

 شب قدر است و قیامت گناه سوزی! از هزاران ماه برتر است و از هزاران خورشيد.


شبی که بايد با دم زنده گر و مسیحایی آن، احیا بگیریم و احیا شویم.


بايد عقده پرواز را در اين سرای خاكی و این قفس خویشتن پرستی بگشاییم.


این شبی است که بايد از شور و غوغای تهی، كه عمری است ما را می آزارد، خالی شویم تا به جرگه

عشاق بپیوندیم.



شب قدر، گسترده ترين سفره بخشايش و پر نعمت ترين خوان رحمت خداست.


در اين شب روبروی آيينه دل بنشینیم و چهره جان را با اشک توبه، از غبار تن پاک کنیم و یا دست دعا،

رخ در سحر آمرزش بشوییم.

 

                                     الهی ...

 

دست نیاز
 
 
نتکده (با تغییراتی چند !) 
 
 
 
 
چه میگردد شب قدرم  بگویند                غلام ما سوی دربار برگرد ...!!
 
 
 
الهی عجل لویک الفرج ..!
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 4:33  توسط اردشیر | 
 

 

 زیر باران ندبه ....

 

سالیانی است که تو را در زمزمه های ندبه زیر باران اشک و آه  التماس میکنیم ..

سالیانی است که تو را در جمعه های هجران به انتظار ظهور فریاد میکنیم ..

با زمزمه "این انجم الزاهره "تمام کوچه پس کوچه های درد را مینوردیم ..

مدتهاست که برای دیدار تو زیر باران را بر گزیده ایم تا در زمزمه های ندبه ..بارانی دیدار آشنا شویم

خدایا !نمیدانم کجاست ..غایب است  وپنهان نیست ...ظاهر است و آشکار نیست ..

به هر کجا که رسیدیم و هر که را دیدیم پرسیدیم ..

آیا میدانید قرارگاه یار ما کجاست ؟

کسی نمیدانست !!گفتند خدا می داند ..!

ای مهربان !

او را ندیدم ! اما  میشناسمش !

میدانم اگر به انتظار آمدنش باشم وقتی که بیاید دست مهر بر سرم میکشد و تمام پریشانیم را آرام

و قرار میبخشد ..

خدای من !

یاریم کن که در عشق او به انتظار ظهور بنشینم تا به یاد او و با او به تو  ره یابیم 

بر من منت گذار ...

ای مهربان !ما هیچ نداریم اما تو را به حق زمزمه های عارفانه اش در این ماه بندگی ما را بپذیز ..

گناهانمان را ببخش و دعاهایمان را مستجاب کن ...

ای کریم !به واسطه فیض او به تو تقرب میجوئیم ..بر ما نظر رحمت  فرما ..

با مهر او به کرامت تو دل بستیم ...بر ما کرم نما ...

باران به پایان رسید اما نگاه ابری ما هر صبح جمعه بارانی است تا تو بیائی ..!

 طیبه رضوانی (با کمی تغییر !)

 

به کار ما تو چه تدبیر میکنی آقا !

چرا در آمدنت دیر می کنی آقا ...

دل تمامی عشاق دوره گردت را

چقدر ساده زمین گیر میکنی آقا ...

 و ماه رمضان   از نیمه گذشت ..!!

شبهای سرنوشت ساز قدر! همین نزدیکیهاست ..!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 1:12  توسط اردشیر | 
 

دو سه روز قبل از شروع ماه رمضان سعادتی شد از شهر و زندگی شهر نشینی با ابزار و امکانات

ماشینی که گاهی بلای جان ادمی است !!و نیز آدمهای ماشینی (مثل خودم !)مدت کوتاهی دور شوم

و به منطقه ای ییلاقی  در ....پناه بیاورم !

وقتی جاده پر پیچ و خم هراز (با آن طبیعت بکر و بی مثالش و آن کوههای کوتاه و نسبتا بلند با پوشش

زیبای سبز رنگ !که الحق با دل بازی میکند !)را به سمت ابرشهر تهران میپیمائی به منطقه ای

خوش آب و هوا به نام بهرستاق !میرسی ...

روستاهای ییلاقی زیادی در این مسیر قرار دارند  که هر کدام به مانند گل بوی خاص مربوط به خودشان

  را دارند ...

الغرض بعد ساعتی ماشین سواری !!!(باز هم ماشین !!)وارد روستائی زیبا و دلگشا به نام پردمه (ضمه

بر روی حرف "پ" !و فتحه بر حرف "د")(اصطلاح فارسی آن :پر از مه )میشوی ...

علت نامگذاری این منطقه اینست که گاهی مه غلیظی  کل منطقه را فرا میگیرد که به قول قدیمیها

چشم -چشم را نمیبیند (البته یکی دوسالیست مه هم به منطقه روی خوش نشان نمیدهد و کمتر به

سراغش میآید ..!شاید از نامرادیها گله دارد !!!)

وارد میشوی ....

آه چه دلگشاست این مکان ...

چه سرسبز است ....

و خدائی چه زیباست ...!!!

چه ارام بخش است ...!

شبهایش چه زیباست ...

میتوانی به راحتی ستاره ها را بشماری ..!!

ماه در بالای سرت قرار دارد ...

دیگر از ریا / فریب و مکر و دغلبازی رایج در شهر خبری نیست ...

اینجا فکرت آرام است ...

راستی اینجا خدا چقدر نزدیک است ..!!

دستت را که دراز کنی میتوانی خدا را ..

اینجا دیگر از زندگی ماشینی خبری نیست ..

تمام دورو بر اینجا پر شدست از کوه و تپه ...!!

کوههای استوار و محکم ...

گونر...   چنگیز کوه .....    گرجکوه  .............   دار دار کوه ... سوته ...و.. 

شاید استواریشان به علت نزدیکی بیشترشان به خداست ..!

و شاید به خاطر همین نزدیکی است  که دلها هم اینجا بیشتر آرام دارد !

راستی چشمه ای دارد که کل محل از  آبش استفاده میکنند ...

و رودی که از این چشمه سرازیر است از میان محل میگذرد ....

شاید علت این همه سادگی و صفای این محل اینست که این رود آلودگی ناشی از  حضور امثال من را

میشوید و میبرد ..!!

راستی شنیده ای که میگویند ماه رمضان هم  ....... ..!!؟؟

نمیدانم چرا ؟ اما با آمدن رمضان به یاد روستای ییلاقی خودمان  افتادم ...

اگر خدا بخواهد در این ماه میخواهم ییلاقی شوم ..!!!

   دعایتان میکنم ...

         دعایم کنید .....!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 1:4  توسط اردشیر | 
 
 
 
 
ماه  رمضان  شد می ومیخانه برافتاد              عشق وطرب وباده به وقت سحر افتاد 
 
 
 
رسول خدا (ص) فرمود:
 
 
درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى شوند و تا آخرين شب بسته نمى شوند.
 
 
 
واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
 
رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين
واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد 
به تعبيرى دگرگون شدن در زيرآفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه
تحمل شدائد و  عطش مى‏باشد عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماىشديد  روزهاى طولانى تابستان.
و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد،و سوزشش براستى جبران ناپذیر است
در مقايسه اين دوسوزش دقيقا رابطه عكس برقرار است،بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب
تشنه‏تر  مى گردد،وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند،و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذيرجهت
ارضاىتمايلات خود وا مى‏دارد.....
اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزا ن تا حدودی  سيرى پذير است، و قانع كننده.
ماه مبارک رمضان،بهترین ماه ها، ماه میهمانی خدا، ماه خوبی ها، ماه شب های قدر، ماه دعاونیایش، 
ماه رحمت و آمرزش و ماه خیر و برکت است.
ماه تزکیه،ماه خودسازی،ماه از خویش تا خدا رفتن،ماه پرواز با دوبال قنوت از زمین تا ملکوت
وشکوفایی غنچه های معنویت در سکوت سبز روزه داران  و در حيرت ارغوانی سالکان کوی دوست..
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله میفرماید: اگر بنده ارزش ماه رمضان را بداند  آرزو مى‏كند كه سراسرسال 
رمضان باشد ..
و نیز در خطبه شان به هنگام فرا رسيدن ماه رمضان میفرماید : بدبخت كسى است ، كه در اين ماه
بزرگ  از آمرزش خداوند محروم بماند . .
 
                                                                                                           (برگرفته از سایت ساره..)
 
 
خدا کند از محرومان  نباشیم ...!!!
در مستانگیتان درایام  ماه مبارک  دعایم کنید ..!!
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 14:33  توسط اردشیر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من نه درویشم نه صوفی عاشقم نی !
که نالایقتر از نالایقم ...

پیوندهای روزانه
= تیم فوتبال زنان عربستان
= کمبود مهرمادری !
= استاد فرامرز پایور درگذشت
= زنها بیشترعمرمی کنند
= داغ ترین جای کهکشان
= مسلمان شدن یک یهودی
= مجوز وزیر برای همسرش !
= تصویر: بنی صدر با روسری
= بقیع قبل از تخریب
= دو پرستو در آشيانه...
= برخورد قاطع !
= رحیمی جعل کرده است
= بی پولی
= منشور سازمان ملل
= استاد مشکاتیان درگذشت
= محل خوشگذرانی روسای جمهور
= مرتضوی می رود !
= تصاویر از معارفه قاضی القضات
= شلوار زنانه موهن چینی
= فتوای مصباح ناپدید شد
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
پیوندها
فال حافظ
خواهر برادر !
زیارت عاشورا
مسعود ده نمکی
ایران اسلام
لبگزه
jina
یا کریم
یوسف گمگشته
محیا
کجائید ای شهیدان خدائی
زائر بقیع
سحر (یاس)
چشم انتظار..
بهار خزان
استاد طیب
طلبه امروزی
یاس کبود
معرفت نفس
کبوتر رضا (ع)
امیر دل
میکده !
دلتنگیهای عسل
مهربون مثل ..خدا
سارا (آل یاسین)
شهرکرد
باهو تاهو
یه آسمونی
محب الحسین
ثارا... اراک
حیات خلوت
ملکه ملکوت
به سوی سیمرغ
چشم به راه
نیایش
عاشقان وصال
آتیش پاره
خلود
ساحل افتاده
نافله ناز
صبح سفید
پرسمان
پرواز در خیال
ابن القمرین
حق جو
منتظران ظهور
مهرناز
قفنوس
گنبد افلاک
عشق به خوبیها
ترنم
سرود رهائی
هرمنوتیک . آزاد
مهاجر از خلیج
شبنم سحرگاهی
باران
فهیمه
برادرت حسن
خبرهائی ازدانشگاه علامه
حریم دل
فرزند آمل
اتاقک خیال
آدمک برفی
محمود صارمی
فاطمه رجبی
بورقانی فراهانی
دلنوشته های نیک پور
یا امام حسین (ع)
علامه مصطفوی
عرفان نظرآهاری
مسجد مقدس جمکران
علامه جوادی آملی
شهید مطهری
دکتر الهی قمشه ای
استاد سید مهدی شجاعی
سید محمد انجوی نژاد
مرحوم استاد محمدرضا آقاسی
سایت امام علی (ع)
ارتباط مستقیم حرم امام حسین
ارتباط مستقیم حرم حضرت عباس
شمیم گل نرگس
دکترعباسی (امنیت بدون مرز)
دکتر عماد افروغ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان