![]() |
![]() |
|
| مقصود از این معامله بازار تیر نیست نی جلوه می فروشم ونی عشوه می خرم ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 18:39 توسط اردشیر |
|
|
قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
در شعر قاصدک (اخوان ثالث) با صدای دلنشین استاد بزرگوار شجریان می توان همه اتفاقات و حوادث این چند وقت اخیر و هنرمندیهای حکومتی که !! دین را بازیچه ای برای ثبات خود و لاپوشانی همه اعمال و کردار بی قید و بند خود می دونه .. رو می توان لمس کرد و دید ! مراسم شبهای قدر و احیاء را به بهانه تعمیرات حرم امام خمینی که نه بلکه فقط از بابت ترسی که در جانشان افتاده ! بعداز حدود ۲۰ سال لغو می کنند اجرای مراسم حرم حضرت معصومه (س) را که همه ساله توسط استاد جوادی آملی و آقای امینی صورت می گرفت به بهانه های واهی ( به جهت انتقاد این بزرگواران از بدنه حکومت !!) لغو و به دیگران واگذار می کنند .. پخش زنده مسابقه فوتبال بین استقلال و استیل آذین را به بهانه قطع برق و مشکل سیستمها و در واقع به جهت شعارهای آمیخته با سیاست تماشاگران بازی ـ لغو و با ۹۰ دقیقه تاخیر که ۲۰ دقیقه اولش با قطع صدا از ورزشگاه ـ پخش می کنند !! نماز عید فطر را که این چند سال اخیر در مصلائی (مصلای امام خمینی) که شبیه کاخهای پادشاهان !! است آنهم در کشوری که شعار صرفه جوئی و اصلاح الگوی مصرفش گوش فلک را هم کر کرده به بهانه تعمیرات اساسی ! به دانشگاه تهران منتقل می کنند تا ... ! براستی حکومت از چه اینهمه واهمه دارد !؟ از چه چیزی می ترسد !؟
و شعری دیگر از فریدون مشیری با صدای حماسی استاد شجریان که در روزهای بعد از انتخابات و حوادثی که اتفاق افتاد خوانده شد ... تفنگت را زمین بگذار زبان آتش و آهن برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار تو از آیین انسانی چه می دانی؟ گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 9:15 توسط اردشیر |
|
|
صبر کردن سخت ترین کار است و سخت تر از آن فراموش کردن ...! اما سخت تر از این دو تا اینه که آدم ندونه باید صبر کنه یا فراموش ...!!
متن کامل پاسخ سانسور نشده علی مطهری به کیهان نامه تند کروبی به هاشمی رفسنجانی وقت رفتنم علي دندان نداشت و ... حضور پرشمار نيروهاي امنيتي در بازار تهران ( حکومتی که مشروعیت و مقبولیت خود را از خدا می داند و تمام اعمال و کردار خود ولو تهمت و دروغ و چپاول مال و جان و ناموس مردم را با کلاهی گشاد از شرع !! می پوشاند چگونه از یک خبری که تنها بوی شایعه بودن از آن به مشام می رسه اینچنین واهمه داره و می ترسه !؟ تمامی امکانات سیاسی و اقتصادی و رسانه ای که در اختیار حکومت است پس چرا باید از تجمع احتمالی گروهی خس و خاشاک !! واهمه داشته باشد !؟)
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 18:23 توسط اردشیر |
|
|
آقا ! آقا نیا ! آقا حکومتیان ما برای حفظ نظامشان که در حقیقت همان حفظ موقعیتشان است حاضرند دروغ بگویند حال آنکه دروغ برای عامه مردم گناهی بزرگ است و برای آنها نه تنها عصیان نیست که از اوجب واجبات است !! مسئولین قبل و بعدمان ! برای اهدافشان مردم و جوانان بی گناه این مرز و بوم را به جرم انتقاد به حکومت می کشند و تکه پاره شان می کنند و با کلاه شرعی این کار را پوشش می دهند .. راستی آقا جان ! تازه خیلی از کردار و رفتارشان را به بهانه عشق و ارادت به شما انجام می دهند ! آقا ! سیاسیون ما برای رسیدن به مقاصد خود حاضرند دریافت پول و رشوه را آنچنان با کلاه شرعی پوشش بدهند که گوئی از حلال حلالتر است ! آقا جان ! سردارانمان زنان خیابانی را به جرم خیابانی بودن ! دستگیر می کنند ولی همان زنان پس از مدتی سر از خانه های این سرداران آن هم به گروههای شش نفره ! در می آورند .. آقا جان ! روحانیون ما خصوصا از نوع امام جمعه شان ! برای ارضا امیال نفسانیشان استفاده از زنان به نوعی همان خیابانی را شرعا حلال می کنند و ... آقا ! حکومتیان ما خودشان را نماینده خدا روی زمین می دانند و مشروعیتشان را منتسب به خدا می کنند و خود را سینه چاکان شما معرفی می کنند ولی .. ولی از روزی هراس دارم که شما را هم به بهانه های مختلف و جرمهائی که برایتان می سازند (نعوذبالله) خارج از دین بنامند و دشمنتان گردند ..
با همه این اوصاف نفسانیمون ! آقا جان بیا ... آقا زودتر بیا که از خستگی خسته شده ایم ...
اي دو سه تا كوچه ز ما دورتر... سبب غیبت امام عصر(عج) خودمان هستیم (آیت الله العظمی بهجت (ره) شعری زيبا ازشاعران بزرگ معاصر درباره امام زمان طرحهاي گرافيكي ميلاد قائم آل محمد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 20:16 توسط اردشیر |
|
|
نابینا کسی نیست که نتواند ببیند یا نتواند بخواند و بنویسد ! بلکه کسی است که زیبائی را نبیند و نشناسد ...! طه حسین
( و در آقایان سیاست ایرانی این خصیصه به وفور یافت می شود !!)
پی نوشت :
اوضاع و احوال سیاسی ایران آنقدر مضحک و مسخره شده که ادم نمی دونه چه تعابیری برای اتفاقاتی که داره می افته به کار ببره . برگزاری انتخابات با آن شیوه کذائی ! و نتیجه حاصل از آن ! و اتفاقاتی که بعد از آن صورت گرفت نگارنده رو به یاد روزهای پایانی حکومت صدام در عراق انداخت و شیوه خبررسانی یکی از سخنگویان آن حکومت ... امریکائیها بغداد رو گرفته بودند ولی سخنگو خبر از پیروزیهای نیروهای عراقی در تمام عراق می داد !! و ... دستگیریهای فله ای جوانانی که به بهانه اعتراض به نتیجه انتخابات و انتقاد از بخشی ازحکومت (غافل از اینکه به قول حکومتیان مشروعیتشان از طرف خدا صادر می شود و کسی حق اعتراض به آنچه توسط حکومت انجام می شود ندارد و اگر چنین کند خس و خاشاک تلقی می شود و منافق و هزار انگ سیاسی دیگر .. !!) حکومت و دولتی که بنا به اظهارش آزادترین کشور دنیاست و هر کس در اظهار نظر آزاد است !!و حتی به نحوه آب خوردن کشورهای دیگر که دشمنان قسم خورده این نظام هستند !!! هم ایراد می گیرند چگونه و به چه دلایلی معمولی ترین حق هر فرد رو از او سلب می کنند و بنا به آماری که خودشان می دهند حدود ۲۰ نفر از این جوانان رو به دلیل انتقادبه طرق وحشتناکی می کشند ! این قصه سر دراز دارد ... جوانان مردم رو زنده دستگیر کردن و اجساد بی جانشان رو به خانواده هاشان تحویل دادن هم نمونه دیگر از این اتفاقات بود ! بنا به آماری که توسط دولت !! داده می شود حدود ۲۰ نفر کشته می شوند صدا از کسی در نمی آید . در فلسطین اگر خانه ای خراب می شود و فردی توسط اسرائیل غاصب کشته می شود تا ماهها سوژه مسئولین و رسانه های حکومت می شود ولی اگر مردم این مرز و بوم توسط زمامدارانش به قتل برسند اراذل و اوباش و منافق و ... نامیده می شوند .. و انچه بیشتر آزار می دهد اینکه فرزند شخصی به نام دکتر روح الامینی (از مسئولین نظام !) در سالگرد ۱۸ تیر دستگیر می شود در زندان آنچنان بلائی بر سرش می آورند ! و آنچنان شکنجه اش می کنند که جوانی با کمتر از ۲۰ سال سن تاب نمی آورد و کشته می شود بلافاصله توسط حکومت بازداشتگاه مورد اشاره به بهانه استاندارد نبودن !! تعطیل می شود ! چه تفاوتی بین این فرد و هفده هجده نفر دیگر وجود داشت ! حتما باید اتفاقی برای یکی از مسئولین یا فرزندانش بی افتد تا اینچنین دست به کار شوید و فریاد جلوی بی قانونی گرفتن را سر بدهید !؟ جلیلی: تعطيلي یک بازداشتگاه غیراستاندارد اصلا چه دلیل شرعی برای دستگیر کردن این افراد وجود داشت که با کشته شدنشون و عزادار کردن خانواده هاشون دستور پلمپ کردن زندان صادر می شود !؟ چه دلیلی برای شکنجه کردن وجود داشت !؟ در کجای اسلام آمده به بهانه انتقاد می توان کشت و حتی خودتان رو محق به این کار بدانید و پاسخی هم به این اعمالتان ندهید !؟حکومتی که به قول خودش ! مشروعیت و مقبولیتش از طرف خدا صادر می شود !! خود را به خدا می چسباند ! و حتی پا را فراتر می گذارد و برای مردم هم هیچ گونه مقبولیت و مشروعیتی قائل نیست ! نبیاد ترسی از انتقاد و اعتراض داشته باشد و برای دوام و بقای خود به دستگیر کردن و کشتن متوسل شود ! دیکتاتوری شاخ و دم دارد !!؟ مردم رو نمی توان به زور سرنیزه و کشت و کشتار مطابق میل خود نگه داشت !!
برای اولین بار، شرایطی استثنایی در کابینه پست جدید مشایی و جانشین او در معاون اولی (چند روزی از خبر نامه مقام رهبری ! به آقای احمدی نژاد مبنی بر عدم ارائه پست معاون اولی ریاست جمهوری به آقای مشائی که این سالها خود ایالتی خودمختار برای ایران شده بود ! نقل محافل و خصوصا صحن علنی مجلس شده بود و چند نفری از این نامه خبر داده بودند ولی کسانی که خود را سینه چاک ولایت معرفی می کردند و ادعای اطاعت محضشان از ولایت فقیه ! گوش فلک را کر کرده بود بی اعتنا به این خواسته یا فرمان ! آنچنان بر انتخاب خود پافشاری کرده و حتی طبق شنیده ها یکی از جلسات دولت هم به ریاست این آقا برگزار شده بود که سیمای ضرغامی مطابق معمول وارد گود می شود و نامه رهبری را علنی می کند و ادامه ماجرا که همان استعفای جناب معاون و ... حال سخن اینست مگر به نظر خود شما که به گوش ملت سالهاست می خوانید !! اطاعت از ولی فقیه همان اطاعت از امام زمان (عج) نبود !! و در هر سخنرانیتان نام مقدس ایشان را آمیخته با سخنان بی درو پیکر خود نمی کنید ! چرا اینهمه مماشات کرده و بر انتخاب نادرستتان به مانند بسیاری از تصمیمات نامعقول و از روی احساستان پافشاری کرده اید و فرمان ولی فقیه خود را اجرا ننمودید ؟ که حتی صدای اعتراض هم پالگیهاتون هم در اومده و شما رو به بنی صدر و مصدق تشبیه می کنند ! از اصرارتان بر استفاده از عناصر بی خردی همچون کردان ـ مشائی و رحیمی و خیل کثیر دیگر چه چیزی عائد این ملت می شود و نصیب این کشور بیچاره !! آقای احمدی نژاد ! این مملکت ارثیه پدری شما نیست که هر کاری می خواهید باهاش انجام بدین !
جامعه مهندسین به احمدی نژاد:نميخواهيم ماجرای بنيصدر برایتان تكرار شود خدا عاقبت این کشور و مردم آن رو در این چند سال پیش رو ختم به خیر کنه !!
اردشیر سه ساله شد !
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 0:2 توسط اردشیر |
|
|
لیلی زیر درخت انار نشست . درخت انار عاشق شد ـ گل داد ـ سرخ سرخ ... گلها انار شد داغ داغ . هر اناری هزار تا دانه داشت دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند ... انار کوچک بود دانه ها ترکیدند ـ انار تَرَک برداشت . خون انار روی دست لیلی چکید ! لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید . مجنون به لیلی اش رسید ... !! خدا گفت : راز رسیدن فقط همین بود . کافی است انار دلت ترک بخورد ...!
لیلی نام تمام دختران زمین است ـ نظرآهاری
پی نوشت : اوضاع سیاسی کشور (بحث انتخابات و مناظره ها) هم این روزها خوشبختانه یا متاسفانه زمینه شوخی و مزاح و خنده شده است ... پس فعلا می خندیم هر چند می دونیم ته این خنده ها غصه و گریه است !! دروغ گفتنها ـ با پرروئی تمام دریافت رشوه رو سهم امام ! خطاب کردن ـ کار به جائی رسیده که حتی از خواهر و مادر و همسر همدیگه هم نگذشتن ! دزدی و چپاول اموال مردم ـ خبر از مافیای قدرت و ثروت ـ نام بردن از خانواده های این مافیا و بعد در کنارشان نشستن و با هم خندیدن و به ملتی خندیدن !! سی سال هست دارن می خورن و می زنن و می برن و البته همه اینها رو با هم و در کنار هم انجام می دن تا دست کسی از خودشون کوتاه نماند بخورین آقایان ـ بخورین ـ نوش جانتان که هر چه می کنید حقتان است و حقمان ...!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 0:2 توسط اردشیر |
|
|
مادر ارباب را آتش زدند ... !
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 9:23 توسط اردشیر |
|
|
الهى گريه زبان كودك بى زبان است آنچه خواهد از گريه تحصيل مىكند از كودكى راه كسب را بما ياد دادهاى قابل كاهل را از كامل مكمل چه حاصل الهى عمرى آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم الهى از نخوردن رسوائيم و از خوردن رسواتر. الهى سستتر از آنكه مست تو نيست كيست الهى تا بحال ميگفتم گذشتهها گذشت اكنون مىبينم كه گذشتههايم نگذشتبلكه همه در من جمع است آه آه از يوم جمع ... علامه حسن زاده آملی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 0:9 توسط اردشیر |
|
|
انسانها جدی ترین حرفشان را وقتی می زنند که سکوت می کنند ! :. و متاسفانه چه بسیار آدمهائی که آنچه در حرفهایشان وجود نداره جدی بودن است !! .:
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 0:5 توسط اردشیر |
|
|
الهی عنایت تو کوه است و فضل تو دریا کوه کِی فرسود و دریا کِی کاست ... الهی از بنده خطا آید و از تو عطا ... الهی خود را از همه به تو وابسته ام نومیدم مساز ـ بگیر دستم ...
خواجه عبدالله |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 3:34 توسط اردشیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من نه درویشم نه صوفی عاشقم نی !
که نالایقتر از نالایقم ... |
|
RSS
|